خرید بک لینک

الف کودک مسئلهسازی بود که گستاخی، بیتربیتی، بددهنی، خشونتهای رفتاری، گاز گرفتن، حملات انتحاری داعشگونه تنها چند ویژگی معمولی او بودند. پدر و مادر الف نهتنها تقریبا هیچ وقتی برای تربیت او نگذاشته بودند بلکه اعتقاد داشتند که تمام رفتارهایش را از فلان کس در مدرسه یاد گرفته است اما همه میدانستند که الف شبیهترین آدم به مادر تندخویش بود!

والدین الف چندین بار گفتند ما وقت نداریم برای این بچه بگذاریم لطفا شما برایش کلاس یا مشاوره بگذارید. آیا این تلخترین و ظالمانهترین حرفی نیست که یک پدر یا مادر میتوانند بگویند؟! و بعد هم در برابر پرسش «پس چرا بچهدار شدید؟» دلایل مبهم و مسخرهای را میآورند که آنقدر برای خودشان تکرار کردهاند تا باورش کنند!

آخرین روز که الف برای همیشه از مدرسه ما میرفت برای من سه تا از CDهای کارتونهایش را کادو کرده و هدیه آورده بود. میگفت مادرم میگوید من باید از این مدرسه بروم چون در اینجا هیچ چیز یاد نگرفتم! بعد هم به من گفت: تو آدم خوبی بودی ولی وقتی از دست من عصبانی میشدی دیوونه میشدی! بعد هم رفت تا شاید در مدرسهی دیگر چیزی یاد بگیرد.

+ نوشته شده در ساعت 2:40 توسط شادی |

برچسب: نویسنده: بهار رنجبر تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 18:34

صفحه بندی